تبليغاتX
((بدون یک انقلاب عمیق فکری هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود    ((ترجمه آزاد دكتر مصطفی چمران از سوره رعد، آيه يازده «پرنده می داند»
پرواز را در تازگی نسیم، پس شتاب کن به پرواز

استاد دارد می خواند: «بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد ...» من این نوا را می شنوم و نمی شنوم، اسب خیال سرکش شده و لگام گسسته. بیش از ده بهار است که با خواندن بهاریه های مجله فیلم به  استقبال بهار رفته ام و سرآمد هر بهاریه ای نگاشته پرویز دوایی است که همچنان از فراسوی مرزها کوچه های تهران قدیم را گز می کند. بهاریه ملاقلی پور به یاد می آید، چه اشکی می گرفت وقتی دیزالو می شد به نماهای واپسین فیلمش، میم مثل مادر. نگاشته های سروش صحت که از کارهای دیگرش خیلی دلنشین تر است. جواد طوسی از روزگار اوج سینما مولن روژ داستانی دیگر از آستین برون آورده ولی هنگامی که به یادم می آورد این سینما تخته شده با حسرت بهاریه اش را به آخر می رسانم و بسیاری دیگر.کمی که فکر می کنم می بینم رسم است، بهاریه را رنگ غم باشد که نوستالژی روزگاران شیرین سپری شده نهیبمان می زند، سالی دیگر گذشت و گامی دیگربه روز واقعه خود نزدیک شدیم ولی امسال هنوز بهاریه ای نخواندم. استاد همچنان دارد می خواند: «صبح دم بلبل بر درخت گل به خنده می گفت ...» دوباره یادها کار خود را می کنند و مرا پرتاب می کنند به روزهای پایانی چهار سال خوابگاه که با ممد آواز می خواندیم:
«هنگام سپیده دم خروس سحری، دانی که چرا همی کند نوحه گری، یعنی که نمودند بر آیینه صبح، کز عمر شبی گذشت و تو بی  خبری» و چه غریب است که نغمه های این بهاریه یاد یاران رفته را در دل زنده می کند. هرچند می دانیم ساعت ۱۵ و ۱۳دقیقه و ۳۹ثانیه فردا تفاوت چندانی با ساعت ۱۵ و ۱۳دقیقه و 40ثانیه ندارد و زندگی جریان بی وقفه و پر شتابش را دارد اما آنچه این دو لحظه پر هیاهو را از هم متفاوت می سازد خاطرات ما انسان هاست، گاهی به خود می گویم که آدمی به یادهایش زنده است. مابقی اش بماند برای بعد، مهم این بیت است: 
« بهارا زنده مانی، زندگی بخش   **** به فروردین ما فرخندگی بخش »

پینوشت: تصنیف بهار دلکش را از آلبوم عشق داند و آواز هنگام سپیده دم را از آلبوم رباعیات خیام، استاد محمدرضا شجریان بشنوید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت   توسط صاحبی | 

روز جمعه، پس از آنکه یادداشت زیر را نوشتم گذرم به یکی از محله‌های قدیمی شهر افتاد، در نهایت تعجب و تأسف دیدم که صدای دل‌خراش اره برقی می‌آید و تنه تنومند چند درخت سطح زمین را لمس کرده‌اند، چه می‌شود گفت؟ درست چند دقیقه بعد در میدان سرچشمه بنر تبلیغاتی گرامیداشت هفته درختکاری را دیدم و به خود گفتم چه زود «بساط عیشمان طیش شد» و هنوز کلام کهنه‌ای را با خود تکرار می‌کنم که «وای جنگل را بیابان می‌کنند». افسوس که مجالی نیست بیشتر نوشتن را. بخشی از جمله زیر را در ابتدای یکی از کتاب‌های گاج که امین برای کنکورش گرفته دیدم و چون می‌توانم و می‌توانیم در مصرف کاغذ صرفه‌جویی کنیم آن را آورده‌ام.
برای چاپ یک کتاب 200برگی در ابعاد A4 و در تیراژ 2000نسخه حدود یک تن کاغذ مورد نیاز است، برای چاپ چنین کتابی 17درخت تنومند که شاید هر کدام باید دست کم عمری 30ساله داشته باشند مورد نیاز خواهد بود، یعنی پانصد سال انتظار.

این هم یک پیوند فراموش شده از یادداشت پیش:
چگونگی تعیین عمر درختان به روش کربن سنجی

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت   توسط صاحبی | 

از کودکی روز درختکاری را بسیار دوست داشتم و هر سال تلاش داشتم تا نهالی را به خاک بسپارم، می‌گویند ایجاد هر سانتی‌متر مکعب از خاک 400سال زمان می‌برد و درخت در همپیوندای دو سویه با خاک هم از این گوهر گران‌بها نگاهبانی می‌کند و هم از آن تغذیه. روزی که درخت‌های باغچه جلوی خانه را می‌بریدند انگار که تمام یادگاران خوش مرا به تاراج می‌برند، ردیف صنوربرهایی که دیواری برای باغچه بودند چه معصومانه به نوبت روی زمین می‌افتادند، خودم را می‌دیدیم؛ کودکی که سطل آبی به اندازه خودش در دست دارد و درون گودال‌هایی که پدرش هنگام کاشت درختان کنده بود، آب می‌برد و چه اندازه آسوده شد آن سالی که پدرش آب جوی را با کانالی از خاک به پای درختان ‌آورد. یک نهال توت با امین کاشتیم که هرگاه از دست من به خشم می‌آمد، یکسره برگ‌هایش را از ساقه جدا می‌کرد زیرا که درخت منسوب به من بود، چه نهالی بود که زنده ماند و شد درختی تنومند و پربار و هرگاه با امین که میوه‌هایش را می‌چیدیم یاد آن روزها می‌کردیم. بگذرم که این درد را درمانی نیست و مرا مجالی برای کاشت درخت. یادم به خیر!


پارسال در ایام نوروز شبکه چهار تلویزیون برنامه‌ای پخش می‌کرد به نام مستند ایرانی که در این سری برنامه‌ها به درختان دیرزیست ایرانی می‌پرداخت. تا کنون حدود هزار عدد از این درختان ثبت رسمی شدند، هر یک از این درختان را که می‌دیدیم آه از درونمان برمی‌خواست. حتی کهن‌ترین درخت ایران، سرو چهار هزار ساله ابرکوه شوربختانه شرایط زیستی خوبی نداشت و کاریزی در 200متری آن که سال‌ها درخت از آن آب می‌نوشیده تخریب شده بود. چهار هزار سال تاریخ را به زبان آوردن آسان است؛ از زلزله و سیل و طوفان که بگذریم، جنگ‌ها و بلای انسانی را چه کنیم و چه اندازه موجب شرمساری خواهد بود اگر چنین درختانی به دوران ما به مرگ بگرایند. آن هنگام می‌توانیم بگوییم تنها هنر ما ثبت این درختان بوده!
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت   توسط صاحبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
سایت‌های مرتبط با خوانسار
کتاب خوانسار سیل زده
درباره وبلاگ
موضوعات وبلاگ: اندیشه- تاریخ و فرهنگ- تکنولوژی اطلاعات- جامعه و سیاست- شهر خوانسار- علم و دانش- شخصی- وبلاگ نویسی- هنر
نام وبلاگ: عنوان شعری از هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
پیوندها
دوست - میرزایی
دوست - ایران نگار
دوست - میثم (ادبی)
دوست - میثم
دوست - مهدی
دوست - مهندس سراج
همکار - مهندس شفیعی
همکار - آقای مصلحتی
همکار - مهندس میرزایی
همکار - مهندس گل محمدی
همکار - مهندس پور رکنی
همکار - محمد روحانی فرد
همکار - محمد حسن رضایت
همکار - مهندس انصاری
همکار - احسان
ورودی79 صنایع - فرخ
ورودی78 صنایع - دانیال
ورودی79 صنایع - آرمان
ورودی79 صنایع - سعید
ایران - جامعه شناسی
ایران - تبدیل تقویم ایرانی
ایران - زبانهای ایرانی
ایران - پژوهش اسلامی ایرانی
ایران - لغت نامه دهخدا
ایران - واژه نامه
ایران - امروز در تاریخ
ایران - سازمان میراث فرهنگی
ایران - فلسفه و حکمت
ایران - بنیاد ایران شناسی
ایران - فرهنگ
ایران - دانشنامه اسلامی
همشهری - یادداشت
همشهری - جوان امروز
همشهری - روزنامه خوانسار
همشهری - کمش
همشهری ها - پرخچه
همشهری ها - نداي همبستگي
باید خواند - تورجان
باید خواند - بالان
باید خواند - روزنامک
باید خواند - حامیان خاتمی در خوانسار
باید خواند - یک لیوان چای داغ
باید خواند - فرید صلواتی
سایر پیوندها
تصنیف زیبای زبان آتش استاد شجریان
متخصصین ایران
خلیج همیشه فارس- امضا نمایید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

استفاده از يادداشت‌ها با ذکر ماخذ آزاد است