![]() |
![]() |
|
| پرواز را در تازگی نسیم، پس شتاب کن به پرواز |
|
گاهی اوقات از روی اتفاق نگاهی به تلویزیون انداخته و از صدا و سیمای عزیز! بهره میبرم، دیروز نزدیک غروب که قسمت پایانی سریال جواهری در قصر یا به قول مردم یانگوم از شبکه استانی اصفهان داشت پخش میشد، بخشهایی از آن را دیدم و با توجه به دوبله شدن این سریال به زبانهای گوناگون و پخش آن در بسیاری از کشورهای جهان نکتهای را جالب دیدم در اینجا بنویسم. این سریال انجام شدن موفقیت آمیز نخستین عمل جراحی را در کره به تصویر کشیده بود و با توجه به واکنش بد مردم کره در 500 سال پیش به انجام عمل جراحی به طور ضمنی بیان میکرد که نخستین سزارین در کره انجام شده که به طور حتمی به کرهایها اعتماد به نفس میدهد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت توسط صاحبی |
|
|
قدیمیها یک مثل دارند که میگوید «طرف خیلی خوشرو بود، آبله هم درآورد» حالا پیدا کنید رابطه این مثل را با طرح آمارگیری اطلاعات اقتصادی خانوار. انتخابات مجلس هفتم شورای اسلامی را اگر به یاد داشته باشید یک نکته جالب داشت و آن اعلام آمار واجدان شرايط توسط سه نهاد رسمی وزارت کشور، سازمان ثبت احوال و شورای نگهبان بود اختلاف ميليونی برای این ارقام به نظر شما نشانه چیست، مگر نه اینکه سرشماری نفوس از سادهترین آمارگیریها به شمار میآید و مگر نه اینکه ما در این بخش ساده هنوز مشکل داریم، حالا توقع دارید مردم اطلاعات اقتصادی خود را در فرمهای توزیع شده در کمال درستی بنویسند، به قول مهندس شفیعی چند نفر در کشور عزیز ما توان فهم جمله متوسط درآمد ناخالص سه ماهه اول سرپرست خانوار را دارند! افرادی که با شتاب روز افزون ثروتمندتر میشوند و اطراف ما کم هم نیستند و تنها یک رقم از داراییهایشان به اندازه چند ستون این فرم صفر دارد چه کنند! چراهای دیگر را خودتان بهتر از من میدانید. یک نکته دیگر را نیز یادآور شوم، بیشتر مقالههای علمی که برای شاهد آوردن از آمار بهره میگیرند، از آمارهای منتشر شده توسط ایالات متحده آمریکا بهره میگیرند و این نشانگر آمارگیری دقیق هر گونه موضوعی در این کشور است، از هزينه ساليانه خوردگی و زنگزدگی فلزات آهنی و غير آهنی تا هزينه صدمات بدنی ناشی از بلند کردن بارهای سنگين در صنايع ايالات متحده که نزديک سه مليون دلار در سال شده و تعداد یک میلیون کارگری که در یک سال دچار کمردرد هنگام کار شدند، آمار توصیفی و استنباطی زیربنای توسعه هر کشوری است و باید جایگاه خود را بیابد. تاریخچه مرکز ملی آمار (به نقل از سایت این سازمان) سال 1297 هجری شمسی برای ثبت وقايع چهارگانه تولد ، فوت ، ازدواج و طلاق اداره ثبت احوال کشور تاسیس شد. سال 1303 در پی توجه ویژه به ضرورت آگاهی از جمعیت جهت برنامهریزی آییننامهای مصوب شد که مسئولیت جمع آوری و متمرکز کردن آمارهای مورد نياز را به عهده وزارت کشور نهاد. خرداد ماه سال 1318 هجری شمسی اولين قانون سرشماری در مجلس شورای ملی تصويب شد و در اجرای اين قانون سرشماری نفوس از دهم اسفندماه همان سال در شهر تهران و در سال 1319 و 1320 هجری شمسی در 33 شهر کشور به تدريج به اجرا درآمد. اسفند ماه سال 1331 هجری شمسی سازمان همکاری آمار عمومی تشکيل شد و اداره آمار و سرشماری از اداره کل آمار و ثبت احوال جدا و به سازمان همکاری آمار عمومی ملحق شد. سال 1334 سازمان همکاری آمار عمومی به اداره آمار عمومی ، وابسته به وزارت کشور، تغيير نام يافت. سال 1335 هجری شمسی اولين سرشماری عمومی نفوس را در کل کشور به اجرا درآمد. سال 1344 با توجه به اهمیت آمار و اطلاعات اداره آمار عمومی از وزارت کشور جدا و با نام مرکز آمار ايران از نهادهای تابع سازمان برنامه و بودجه قرار داده شد. سال 1379 سازمان برنامه و بودجه کشور با سازمان امور اداری و استخدامی کشور ادغام شده و تحت عنوان سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور فعاليت خود را ادامه داد. سال 1386 سازمان مديريت و برنامه ريزي به معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري تغيير كرد. هم اكنون مرکزآمار ايران وابسته به معاونت برنامهريزي و نظارت راهبردي رياست جمهوري است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت توسط صاحبی |
|
|
چند روز پیش در حال عبور از کوچه کنار رودخانه پایین خانهمان تصویری همیشگی را دیدم، آقای رجایی که اکنون در آستانه کهن سالی است مغازه کوچکی دارد و به اصطلاح خرده ریز میفروشد، از نوشت افزار گرفته تا داروهای گیاهی (شغل پدربزرگ مرحوم من و پدر مرحوم خودش را ادامه میدهد)؛ آقای رجایی از بازار خرید کرده بود و دستهایش پر بود ولی با دیدن هر زبالهای که در کوچه افتاده بود تمام خریدش را بر زمین میگذاشت، خم میشد و تکه زباله را که بیشتر بستهبندی تنقلات مانند بستنی و ... بود برمیداشت و در نزدیکترین محل جمعآوری زباله میریخت؛ دوباره خریدهایش را برداشته و تا رسیدن به زباله بعد به راه خود ادامه میداد ولی تصویر تلخ دیگری به یادم آمد از بچههایی که ایشان را به سخره میگرفتند. به من بگویید اگر شهروند نمونه ایشان نیست پس چه کسی میتواند باشد؟ بچهها و نوجوانانی که از خوردن تنقلات تنها بر زمین ریختن زبالههای آن را آموختند قرار است در آینده شهرها را اداره کنند؟ و اکنون که در حال نوشتن این سطرها هستم به یاد مرحوم پرفسور حسابی افتادم که در نوشتهای پیرامون ایشان خواندم که آرزو کرده بود روزی فرا رسد که هیچ زبالهای در معابر ایران به چشم نرسد، افسوس که بیشتر ما شعار «شهر ما، خانه ما» را که در دوران ابتدایی آموختیم فراموش کردیم. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت توسط صاحبی |
|
|
قبلالتحریر: برای بزرگداشت مرحوم شکیبایی باید همان آدینه دست به صفحه کلید میشدم، ولی افسوس که فرصتی نبود تا امروز، روحش شاد. ![]() «آیین چراغ خاموشی نیست» این جمله را نخستین با در سوگنامه جواد طوسی برای مرحوم علی حاتمی خواندم و جمعه ظهر که sms خبر درگذشت مرحوم خسرو شکیبایی را دیدم با ناباوری، ناخودآگاه به یاد این جمله افتادم و اندوهگین به این اندیشیدم که چه شباهتی میان حاتمی و شکیبایی این جمله را به یادم آورد؛ نخستین گمانی که بردم رنگی از احساس است در آثار این دو هنرمند، که برایم دلنشین بوده، حاتمی روایتگر ناب سنت و شکیبایی در نقش هامون آینه تمام نمای روشنفکری دوران ما و چه خوب که میان این دو برایم تضادی نبوده و نیست که آشتی میان سنت و مدرنیته به آسانی به دست نمیآید. رضای خانه سبز نیز از جلو چشمانم رژه رفت و دیالوگ معروف «یه خونه باید سبز باشه، سبز و همیشه سبز» البته سبز که نه شبز؛ یا چیزی شبیه به شین به جای سین که مرحوم شکیبایی در کلامش به کار میبرد و امین حیایی در فیلم مزاحم چه خوب از او تقلید میکرد. بگذریم، که بخشی از تاریخ سینمای ایران دارد در یادم بازبینی میشود و مجال اندک است. هرچند حمید هامون اسطوره و نماد روشنفکری ایرانی معاصر، سالهاست که چهره در نقاب خاک کشیده ولی در هر نقش جدید که مرحوم شکیبایی ظاهر میشد خواه ناخواه یادی از هامون میشد. هر فیلم جدیدِ مهرجویی نیز یادی از هامون با خود دارد و هر فیلمی که به روشنفکر بپردازد نیز. پس به درستی: «آیین چراغ خاموشی نیست» خسرو شکیبایی در ویکی پدیا خسرو شکیبایی در IMDB خسرو شکیبایی در وبگاه سوره فیلم هامون در وبگاه سوره |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت توسط صاحبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو سایتهای مرتبط با خوانسار کتاب خوانسار سیل زده |
| درباره وبلاگ |
موضوعات وبلاگ: اندیشه- تاریخ و فرهنگ- تکنولوژی اطلاعات- جامعه و سیاست- شهر خوانسار- علم و دانش- شخصی- وبلاگ نویسی- هنر
نام وبلاگ: عنوان شعری از هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) |
| سایر پیوندها |
|
تصنیف زیبای زبان آتش استاد شجریان متخصصین ایران خلیج همیشه فارس- امضا نمایید |
|
RSS
|
استفاده از يادداشتها با ذکر ماخذ آزاد است