تبليغاتX
((بدون یک انقلاب عمیق فکری هیچ تحولی در جامعه امکان پذیر نخواهد بود    ((ترجمه آزاد دكتر مصطفی چمران از سوره رعد، آيه يازده «پرنده می داند»
پرواز را در تازگی نسیم، پس شتاب کن به پرواز
حدود چهار سال پیش بود گمان کنم و من دانشجوی سال آخر، در اعتراض به اقدام نشریه معتبر National Geographic در تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی بیش از 104 هزار نفر اعتراض خود را در سایتpetitiononline  اعلام نمودند و با پیگیری‌های دیپلماتیک ایران، این نشریه دوباره از نام رسمی و قانونی خلیج فارس استفاده کرد، این شکواییه توسط پرشین بلاگ تنظیم شده بود و متن آن در اینجا قابل مشاهده است . تاریخچه نام دروغین را نیز می‌توانید در ویکی پدیا بخوانید.

امروز اماّ مساله جدیدی رخ نداده که نرم‌افزار Google Earth  مدتهاست که هر دو نام خلیج فارس و خلیج عربی را در کنار یکدیگر می‌آورد و تصویری از نقشه این نرم‌افزار را در اینجا آورده‌ام، سایت sos که این شکواییه را تنظیم کرده متعلق است به شبکه اعتماد، یک شبکه ماهواره‌ای دست چندم ضد انقلاب که نمی‌دانم هدفش از قرار دادن این اعتراض چیست، ولی اطمینان دارم مردم ایران هرگز علاقه‌ای به این مثلاً شبکه‌ها ندارند و نخواهند داشت و این حدود 400 هزار امضاء جمع‌آوری شده تا امروز در زیر این شکواییه تنها برای خلیج همیشه فارس است و نه هیچ چیز دیگری.



+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت   توسط صاحبی | 

تاریخچه معادل سازی برای واژه‌های فرنگی در ایران بدین صورت بوده (بنا بر دو مقاله از مجله نامه فرهنگستان):

- انجمن‌های ادبی عهد قاجار برای نخستین بار برای برخی از واژه‌های فرنگی معادل‌سازی نمودند.

- تشکیل برخی انجمن‌های کارشناسی در رسته‌های مختلف علمی، بوسیله وزارت معارف آنزمان در دهه 1300. آکادمی طّبی از جمله آن انجمن‌ها بود که واژه فرهنگستان را به جای آکادمی برگزید.

- تاسیس فرهنگستان ایران در 29 اردیبهشت 1314 و عضویت بزرگانی چون ملک‌الشعرا بهار، محمود حسابی، علامه دهخدا، غلامرضا رشيد ياسمی، بديع‌الزّمان فروزانفر، ابوالحسن فروغی‌، محمّدعلی فروغی، سعيد نفيسی و محمّدعلی جمال‌زاده‌. این فرهنگستان با تدوین و انتشار اصول معادل‌یابی خدمت سترگی به زبان فارسی کرد و در زدودن تعصب عرب‌زدایی نقش مهمی داشت، با تصویب و رواج بیش از 2000 واژه در سال 1333 رسماً تعطیل شد.

- تأسیس فرهنگستان زبان ايران در 5 مرداد 1347 در پی هجوم واژه‌های فرنگی و فراگیر شدن آنها توسط وزارت فرهنگ و ادامه کار آن تا مدت کوتاهی پس از انقلاب اسلامی. در این دوره در کار انتخاب واژه افراط شد و با ناکامی‌هایی در این زمینه مواجه شد.

- ادغام 11 مرکز تحقیقاتی و از جمله فرهنگستان زبان ایران و شروع به کار پژوهشگاه علوم ‌انسانی و مطالعات فرهنگی و شروع دور جدید فعالیتهای فرهنگستان

این تاریخچه را نوشتم تا یک بیت زیبا را نقل کنم؛ در واکنش به انبوه واژگان مصوب فرهنگستان زبان ایران (دوره 1347 تا حدود 1357) در مجله بخارا یادداشتی از آن زمان‌ها چاپ شده بود و در پایان آن این بیت:

شد کلوب و کافه و جایی و قبرستان کنون

باشگاه و داشگاه و شاشگاه و لاشگاه

این بحث را ادامه خواهم داد ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387ساعت   توسط صاحبی | 

مثلاً یک طرح ابتدایی فیلنامه:

خوانسار، سه‌شنبه ششم مرداد ماه 1366، ساعت 2 بعد از ظهر

پسربچه‌ای 5 ساله از پنجره مشرف بر ایوان خانه می‌بیند باران شدیدی می‌بارد، از سر کنجکاوی به دنبال پدرش می‌رود که چند دقیقه پیش از خانه خارج شده، از پیچ کوچه که رد می‌شود می‌بیند در کوچه روبروی امامزاده احمد (ع)، آب رودخانه -که از فرط گل و لای به قرمزی گراییده- به جوی آب بالادست رسیده و با غرشی مهیب در حال پیشروی به سمت بالاست. پسر به سمت خانه می‌دود و چند ثانیه بعد پدرش سر می‌رسد و با فریاد خانواده را به بیرون و جلوی مسجد جامع فرا می‌خواند و می‌رود برای کمکبه بقیه همسایه ها ...

کات!

از سیل ویرانگر سال 66 خوانسار چیزهای زیادی در خاطرم نمانده؛ اما ویران شدن بازار قدیم شهر را نمی‌توانم فراموش کنم، که از زیبایی خاص شهر کاست و تا مدتها اقتصادش را از رونق انداخت. ضمن دعوت از همشهریان عزیز برای مکتوب نمودن خاطرات خود از آن خشم طبیعت و بلای الهی، مجموعه منظوم مرحوم حاج شیخ حسینعلی ساعی با عنوان «خوانسار سیل زده» را با اجازه فرزند گرامی ایشان در این صفحه قرار دادم تا همانگونه که در مقدمه کتاب ذکر شده «منظومه‌ای باشد برای همیشه».

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت   توسط صاحبی | 

بازگشت دوباره به وبلاگستان شگفتی آور بود؛ انبوه وبلاگ‌های در رابطه با خوانسار مرا شاد نمود و امیدوار. سیاهه‌ای از سایت‌ها (یا همان دامنه‌ها) و وبلاگ‌ها (یا همان تارنگارها) که رابطه‌ای با خوانسار داشتند را امروز آماده ساختم و آن را در صفحه‌ای جدید در این وبلاگ نهادم تا مرجعی باشد جهت استفاده همشهریان خوب. خوشنود خواهم شد و سپاسگذار اگر در تکمیل و به‌روزآوری مستمر این سیاهه کمک کنید.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت   توسط صاحبی | 

گریزی نیست از ابراز خویشتن که آدمی بدون بیان خود پوچ می‌نماید و بی فایده؛ معدودند در تاریخ بشر آن‌هایی که خود را پنهان نمودند و ابراز ننمودند و هیچ سهمی از دنیا (ایضاً آخرت) نخواستند.

کافکا نویسنده آلمانی زبان اهل چک را نمونه می‌آورم که داستان‌هایش بر تاریخ ادبیات جهان تاثیر گذاردند، اما تا هنگام فرا رسیدن مرگش آن‌ها را همواره مخفی می‌کرد تا یک کارمند اداره بیمه باقی بماند و به کافکای مشهور، قدرتمند و ثروتمند تبدیل نشود، اماّ شاید نمی‌دانست روان‌شناسان امروزی بر مبنای نوشته‌اش با مضمون «نامه به پدر» او را افسرده و روانی قلمداد خواهند کرد.

بگذریم، در حال فکر کردن به این بودم که این یک ملیون وبلاگ فارسی فقط در Blogfa از چه روی و چرا ایجاد شده‌اند که به پاسخ بالا رسیدم و به پیروی از جمله کوژیتو آقای رنه دکارت:

«من می‌نویسم پس هستم»

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت   توسط صاحبی | 

بهار در کلام شاعران و ادیبان جدا از زیبایی مسحور کننده‌اش، از دیرباز بیش هر چیز به نیروی فرازمینی و حیاتبخشَش شناخته شده؛ امّا بیشتر ما دست چپاولگر خزان را دیده‌ایم که یک شبه از آستین بیرون آمده و لباس یکسره زرد بر قامت درختان تا دیرزو زنده و شاداب می‌پوشاند. نمی‌خواهم به شصت شبانه روزی فکر کنم که بهار نیرومند باید از قدرتش بهره گیرد تا یک شبه زحمتش بر باد رود! که طبیعت اینگونه آفریده شده.

ساختمان برج‌های تجارت جهانی در نیویورک را با وجود اینهمه پیشرفت تکنولوژیکی و نیروی کار، را مگر در زمانی کوتاه‌تر از چند سال ساختند؛ پس چرا می‌توان ظرف چند ثانیه آنرا را به ویرانه‌ای مبدل ساخت.

خلاصه کلام، هرچند ساختن همیشه و همیشه دشوار و زمان‌بر است و ویرانی سریع و آسان‌تر؛ ولی گاه پیش می‌آید که انهدام چیزی می‌شود منشاء خیر و شکل‌گیری دوباره و بهتر آن چیز. دعا می‌کنم با این وبنوشت بهتر و مفیدتر از وبلاگهای قبلی بازگشته باشم.

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت   توسط صاحبی | 
بیش از یک سال است که در وبلاگ قبلی‌ام چیزی ننوشته بودم، پس بهتر دیدم که همراه با سال نو، سَرازنو! و در وببلاگی نو! و صد البته با نگاهی نو به دهکده جهانی برگردم؛ که دیگر برآنم وارهیده از سیاست زدگی گذشته بیشتر بنویسم.

از اول امروز که آشفته و مَستیم *** آشفته بگوییم که آشفته بُدستیم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت   توسط صاحبی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
سایت‌های مرتبط با خوانسار
کتاب خوانسار سیل زده
درباره وبلاگ
موضوعات وبلاگ: اندیشه- تاریخ و فرهنگ- تکنولوژی اطلاعات- جامعه و سیاست- شهر خوانسار- علم و دانش- شخصی- وبلاگ نویسی- هنر
نام وبلاگ: عنوان شعری از هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه)

نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
شهریور 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
پیوندها
دوست - میرزایی
دوست - ایران نگار
دوست - میثم (ادبی)
دوست - میثم
دوست - مهدی
دوست - مهندس سراج
همکار - مهندس شفیعی
همکار - آقای مصلحتی
همکار - مهندس میرزایی
همکار - مهندس گل محمدی
همکار - مهندس پور رکنی
همکار - محمد روحانی فرد
همکار - محمد حسن رضایت
همکار - مهندس انصاری
همکار - احسان
ورودی79 صنایع - فرخ
ورودی78 صنایع - دانیال
ورودی79 صنایع - آرمان
ورودی79 صنایع - سعید
ایران - جامعه شناسی
ایران - تبدیل تقویم ایرانی
ایران - زبانهای ایرانی
ایران - پژوهش اسلامی ایرانی
ایران - لغت نامه دهخدا
ایران - واژه نامه
ایران - امروز در تاریخ
ایران - سازمان میراث فرهنگی
ایران - فلسفه و حکمت
ایران - بنیاد ایران شناسی
ایران - فرهنگ
ایران - دانشنامه اسلامی
همشهری - یادداشت
همشهری - جوان امروز
همشهری - روزنامه خوانسار
همشهری - کمش
همشهری ها - پرخچه
همشهری ها - نداي همبستگي
باید خواند - تورجان
باید خواند - بالان
باید خواند - روزنامک
باید خواند - حامیان خاتمی در خوانسار
باید خواند - یک لیوان چای داغ
باید خواند - فرید صلواتی
سایر پیوندها
تصنیف زیبای زبان آتش استاد شجریان
متخصصین ایران
خلیج همیشه فارس- امضا نمایید
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

استفاده از يادداشت‌ها با ذکر ماخذ آزاد است