![]() |
![]() |
|
| پرواز را در تازگی نسیم، پس شتاب کن به پرواز |
|
سوم اردیبهشت روز زمین بود و خب لابد برای من که این همه داعیه دار حفاظت محیط زیست هستم به اندازه همین 25روز تاخیر در یادآوری اش ارزش داشته! اما موضوعی برای نوشتن در این زمینه پیش آمد، پریروز به همراه دو نفر از دوستان در غاری بسیار زیبا که به تازه گی در نزدیکی خوانسار کشف شده گام نهادیم که زیر هزاران تن سنگ و صخره مدفون بوده و طی فرایند جاده سازی دهانه آن یافت شده. غار از عمق 2متری زمین ش روع می شود و با قندیل ها و بلورهایی به نهایت زیبا پذیرای گردشگرانش است و به نظر بیشتر حاصل ملیون ها سال فرسایش سنگ ها می آید، جدال پایان ناپذیرِ سنگ های سخت با آب، اشکالی را رقم زده به غایت ناب! بخش های قابل کشف غار برای ما که بدون طناب واردش شده بودیم و با چراع قوه ای کم نور، 20متری بیشتر نبود، ولی همان 2متر اولش از زیبایی مسحورمان کرد. خب لابد ربط این کشف و غارنوردی را با روز زمین می پرسید؛ تصویر سوم رمز این ارتباط است. شوربختانه حاصل چند ملیون سال فرسایش سنگ، به چند ثانیه تخریب شده بود، شاید برای یادگاری نگاه داشتن یا هر کوفت دیگری! ستون هایی از غار را شکسته و برده بودند. افسوس که بشر دو پا چه کارهایی که نمی کند. امید به روزی که خود ارزش میراث زمین را بشناسیم و نگاهبانش باشیم، همانند بیشتر شهروندان کشورهای پیشرفته. خدا کند تا آن زمان غاری چنین باقی مانده باشد و فرزندانمان مجبور نباشند فقط از میان عکس ها چنین شاهکارهایی را جستچو کنند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391ساعت توسط سید علیرضا صاحبی |
|
|
«روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی» جلال الدین محمد بلخی نام گذاری یک روز به نام شهرت و برگزاری جشن برای مردم،
اقدامی بسیار نیکو و شایسته سپاسگزاری است. با سپاس از آنهایی که در این
زمینه نقش آفرینی کردند.
اما در این یادداشت چند وبسایت آموزشی خوب را که برای دانش آموزان، دانشجوها و ... می تواند بسیار مفید باشد معرفی کردم. راستش به صورت اتفاقی با کلاس درس آشنا شدم و از ایده آن بسیار، بسیار زیاد لذت بردم که به فرمایش امیرالمومنین زکات دانش نشر آن به اهلش است. «کلاس درس» یک موسسه غیرانتفاعی با هدف آموزش رایگان و باکیفیت برای تمامی فارسیزبانان است.«آکادمی خان» نیز یک موسسه غیر انتفاعی آموزشی در جهان است که البته ظاهراً به دلیل تحریم ها موجود در ایران قابل دسترسی نبست «لیدیس» مدرسه ای برای تمام فارسی زبان هاست!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط سید علیرضا صاحبی |
|
|
دیروز گلستانکوه بودم، نرسیده به پارکینگ گلستانکوه درّه ای بسیار زیبا و پر گل است، نه ببخشید بود!!! نه باز هم ببخشید هست ولی دارد به بود نزدیک می شود. خلاصه اول درّه چادر زدیم از صبح تا غروب و چه نا مبارک مردمانی بودند و چه نافرخنده لاله هایی را می چیدند. دست کم ساعتی سه خانواده را می دیدم که گل چینان از کوه سرازیر می شدند و آنگاه که با پرسش ما روبرو می شدند که چرا طبیعت را مورد هجمه قرار داده اید، با انواع پاسخ ها و با چهره ای حق به جانب درمی آمدند که: «دلم خواست و ...» تا اینکه: «من نبودم و این گل ها را از روی زمین جمع کردم». پیرمردی روستایی، سخت کوش و خمیده، از ماموران زحمتکش منابع طبیعی آمد به مراقبت از گل ها که به گفته خودش حتی با سلاح سرد هم تهدید شد! و راستش به نظر من اینگونه و با قوه قهریه خیلی هم کاری پیش نمی رود که چون بزگنرین مخرب طبیعت ما انسان ها بودیم، پس بهترین راه نگاهبانی از آن فاصله گرفتن و عدم دخالت در چرخه هایش توسط ما خواهد بود. اگر به همه خودروهایی که در این محدوده دو، سه کیلومتری متوقف می شوند، راهنمای مختصر و مفید از پیشینه این کوه سرشار از لاله و وضعیت موجود و در حال نابودی آن بدهیم، هم کمکی به صنعت چاپ شهرستان کرده ایم و هم شاید تا چند سال بعد فرهنگ را نگاهبان کوه بسازیم. ناراحت کننده ترین بخش گردش دیروز هنگام بازگشت بود که به سراغ ماموران اداره منابع طبیعی مستقر در پارکینگ گلستانکوه رفتیم و خواستیم که یکی، دو نفری مامور به محل گل ها بفرستد و در نهایت خونسردی و آرامش پاسخ شنیدیم که مساله مهمی نیست و مشکلی پیش نیامده! و من فهمیدم که چرا باید کدخدا را دید و به سراغ ده رفت که آنکه باید آتشش از همه تندتر باشد، بی تفاوت تر می نمود.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت توسط سید علیرضا صاحبی |
|
|
در مورد امروز نمی شود نوشت، نمی شود گفت که چه ظلمی بر بازماندگان پیامبر صلوات الله علیهم رفت و چه دشوار امتحان هایی را سربلند پشت سر نهادند. فاطمه سلام الله علیها آزمونی برای عمل به وصایای پیامبر و رساندن حق خلافت به صاحب حقیقی اش و بازپس گیری فدک و داشتن خواستی دنیایی در برابر کج فکری های غالب جامعه و امیرالمومنین علیه السلام، مرد نبردهای بزرگ و شمشیر اسلام، آزمونی برای صبر، سکوت و دست به شمشیر نبردن! بگذرم و به تسلیت روزهای شهادت حضرت بسنده کنم.
نخستین نتیجه اخلاقی این داستانک این است که عزیزم، بزرگوار، انسان و ...؛ زود قضاوت نکن. شنیدید که می گویند انسان فراموشکار است، همان پریشب دو سه ساعت بعد از دیدن این داستانک در خانه موضوعی پیش آمد و من،در مورد آشنایی قضاوتی اشتباه کردم تا دیروز که متوجه شدم چه اشتباهی کردم، با تذکر آیین نامه ای همسر گرامی یاد این داستانک افتادم و این که چه زود فراموشش کردم، باشد که بیشتر به یاد داشته باشمش! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت توسط سید علیرضا صاحبی |
|
|
بیشتر دانش آموزان دبیرستان های خوانسار در دهه70 و کمی قبل و بعدش، موفقیتهای خود را مدیون تلاش ها دبیری برجسته و والا می دانند که از سال 1364 تا 1384 نه فقط شیمی را که نحوه علم آموزی و از همه مهمتر اخلاق را از او فرا می گرفتند. پارسال که دیدمشان و پرسیدم که چرا این اندازه مو سپید کرده اند، با لبخندی زیبا گفتند از دست شما! و بعد اضافه نمودند که دانش آموز هم اگر بود، شماها بودید ... هم دوره ای های من در دبیرستان باید این مثال معروف آقای بدیعی را یادشان باشد که با مضمونی اینچنینی می گفتند: «بچه ها شما باید درس بخوانید وگرنه پس فردا که می شید آقای مهندس و همینجوری بدون محاسبات لازم پل می سازید، پل هاتون به یک ماه نرسیده خراب می شه و می ریزه پایین، اونوقت می گید موشک های آمریکا بوده که پل رو خراب کرده! تا می تونید تلاش بیشتر ...» خبری که دیروز خواندیم مبنی بر ورود آب به متروی تهران بر اثر شکستن دیوراه های یک کانال آب، مرا برد به خاطرات دبیرستان و این مثال زیبای استاد بدیعی که «هر کجا هست، خدایا به سلامت دارش»، ایشان به واقع مصداق بارز جمله «معلمی شغل انبیاست» بوده و هستند. پینوشت: از آقای بدیعی خاطره زیاد دارم، که ان شاء الله خواهم نوشت، اما نمی دانم ما چگونه می توانیم از ایشان قدردانی کنیم، نمی دانم! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت توسط سید علیرضا صاحبی |
|
|
امیر که چند سالی در یکی از کشورهای اروپایی درس خوانده بود، می گفت هروقت هوا آفتابی بود، استادان کلاس های درس دانشگاه را تعطیل می کردند و همراه بیشتر مردم لباس کنده حمام آفتاب می گرفتند! اما در ایران سهراب گفته: پس نباید غیرعادی باشد که من در تاریک و روشنی سپیده دم هر روز از پشت شیشه پنجره باران را می جویم و در سکوت خمارآلود سپیده دم، با تمام خواب سنگینی ام، از صدای جریان تند جوی آب با شوق بیدار می شوم!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت توسط سید علیرضا صاحبی |
|
|
قبل التحریر: دیدنِ اتفاقی نماهنگی از قاسم افشار با حرکاتی شبیه مابه ازای لس آنجلسی اش در شبکه آموزش، شد سبب نوشتن این یادداشت، یادداشتی از جنس خاطره هاست، خیلی جدی اش نگیرید.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم فروردین 1391ساعت توسط سید علیرضا صاحبی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو سایتهای مرتبط با خوانسار کتاب خوانسار سیل زده |
| درباره وبلاگ |
موضوعات وبلاگ: اندیشه- تاریخ و فرهنگ- تکنولوژی اطلاعات- جامعه و سیاست- شهر خوانسار- علم و دانش- شخصی- وبلاگ نویسی- هنر
نام وبلاگ: عنوان شعری از هوشنگ ابتهاج (ه.الف.سایه) |
| سایر پیوندها |
|
تصنیف زیبای زبان آتش استاد شجریان متخصصین ایران خلیج همیشه فارس- امضا نمایید |
|
RSS
|
استفاده از يادداشتها با ذکر ماخذ آزاد است